دانش آموز، معلم و دیگر هیچ (1)

وقتی حرف از معلمی می شود همه انتظار دارند که معلم به انواع متد ها آشنا باشد، حق تنبیه ندارد حتی غیر فیزیکی، فقط باید تشویق کند، تشویق مادی باشد که چه بهتر، نبود معنوی. از آن طرف آموزش و پرورش هم مانند خط تولید پراید، آیین نامه انضباطی بخشنامه می کند. ماجرا اینجا ختم نمی شود دانش آموز به واسطه جامعه و نوع زندگی که دارد دچار مشکلاتی می شود، ارزشیابی می کنیم فردایش زنگ پشت زنگ که آقای معلم فرزندمان استرس گرفته است لطفا رعایت کنید، می خواهی با عدم توجه به دانش آموز تنبیه اش کنی، باز فردا زنگ پشت زنگ، اقا شب ادراری گرفت، لطفا رعایت کنید. و الی ماشاءالله…

بیشتر از نصف دانش آموزان، حتی حروف الفبا هم بلد نبودند و مجبور شدم از اول با آنها حروف الفبا کار کنم، الان تا حدودی توانای خواندن و نوشتن پیدا کردند ولی به هر شکل هم باشد به هیچ وجه نمی شود در کلاس 34 نفره، خواندن نوشتنی که قرار بود در 3 سال یاد بگیرند را در 9 ماه یاد بگیرند.

کاملا نتیجه ی این نوع سیستم ارزشیابی برایم قابل لمس است، سیستمی که در نوع خود عالیست ولی ما هنوز بعد گذشت یک دهه نتوانستیم به نحوه احسن پیاده سازی کنیم، همیشه معلم را مقصر دانسته اند در صورتی که ماجرا چیز دیگریست. وقتی که سیستم آموزشی سیاست زده شود. دیگر از اهداف اصلی خود دور خواهد شد. سرانه و بودجه مدارس کم می شوند و مدارس به بخش خصوصی سپرده می شوند. مسئولی مدارس کپری + را مناسب می داند ولی مگر آموزش و پرورش نباید همگانی و رایگان باشد؟!  چرا باید والدین  هزینه ثبت نام بدهند؟ مسئولین هم تکذیب می کنند ولی این هزینه ها با عناوینی خاص گرفته می شوند ولی باید به مدارس هم حق داد.زمانی که مدارس غیر انتفاعی و… هستند و دانش آموزان با هزینه خود تحصیل می کنند و فردا نیروی کار جامعه می شوند چرا باید دولت هزینه اضافی بر مدارس دولتی اختصاص داد؟! مهم فقط یک مدرک است که این دانش آموز خیلی خوب است و تمام.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

برای نوشتن دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید.
6 نظرات
  1. رزصورتی می گوید

    سلام
    واقعا اینها درد جامعه است
    ولی نمی دونم چرا کسی نمی فهمه
    البته قبلا مدارس غیرانتفاعی به خاطر پولی که می گرفتن انصافا خدمات خوبی هم ارائه می دادن
    از جمله معلم های نمونه و مبتکر ، پشتیبانی تحصیلی ، کلاسهای فوق برنامه
    ولی الان چند نفر لیسانس کم تجربه رو که اصلا رسمی آموزش و پرورش هم نیستن استخدام می کنن
    بعد هم یه حقوق در حد کرایه رفت و آمدشون و ماهی یک دست لباس آبرومند و بهشون می دن
    و فقط ازشون می خوان ناز بچه پولدارها رو بکشن
    در واقع در مدارس غیرانتفاعی علمی وجود نداره
    و فقط خیالت راحته که کسی جرات نداره به بچه ات بگه بالای چشمت ابروئه

    1. مهدی می گوید

      نترسید مدارس عادی هم به این شکل شده، مجبوری ناز بچه ها رو بکشی و عملا دستمون بسته اس.
      حتی تشویق هم می کنی ممکنه فردا بیان بگن چرا بچه ی ما رو تشویق نکردی؟و…

      الان فرق غیر انتفاعی و دولتی تو امکانات هستش.

  2. دریا- گاه نوشته های من می گوید

    من شاگرد دهم دارم که خوندن بلد نیست عمق فاجعه اینجاست

    1. مهدی می گوید

      چی بگم! منکه پدرم در اومد بهشون حروف الفبا یاد دادم ولی ان شاءالله از سال دیگه فقط وظیفه ای که دارم رو انجام خواهم داد.

  3. دختریم ... می گوید

    این پست رو هی میخونم هی نمیدونم چی بگم … فقط این که این سیستم جدید عالی و بسیار خوب بودن و تکرار پایه نشدن بچه ها خیلی چیز چرت و تنبل پروریه 😐

    1. مهدی می گوید

      کلا کسانی تصمیم می گیرند که شایستگی تصمیم گیری رو ندارند و اخرش این میشه که شده.